چرا دولت اسلامی خراسان از عالمان دین هراس دارد؟(بخش دوم)

💬0

بخش دوم — چرا دولت اسلامی خراسان از عالمان دین هراس دارد؟
یکی از روشن ‌ترین نشانه‌ های تزلزل فکری دولت اسلامی خراسان، هدف قرار دادن مکرر عالمان دینی اسلام است که تفسیر نادرست این گروه از اسلام را رد میکنند. در سراسر افغانستان و پاکستان، علمای که با خشونت‌های تکفیری مخالفت میورزند، روزبه ‌روز در موقعیت خطرناک ‌تری قرار میگیرند: آنها چنان با نفوذ اند که نمی توان نفوذ شان را نادیده گرفت و در عین حال، چنان از مشروعیت برخوردارند که به آسانی نمی‌ توان اعتبار شان را خدشه دار نمود.
به همین دلیل است که داعش خراسان و شبکه‌های تبلیغاتی پیرامون آن، غالباً عالمان دین را به عنوان مرتد، همکاران دولت یا دشمنان اسلام راستین معرفی میکنند. هدف از این کار صرفاً یک اختلاف نظر فقهی و کلامی نیست، بلکه حذف مرجعیت‌های دینی رقیب است.
این روند بطور فزاینده‌ مشهود است. در سال ۲۰۲۳، داعش خراسان مسئولیت یک حمله انتحاری را در یک گردهمایی سیاسی جمعیت علمای اسلام شاخه فضل الرحمن در باجور پاکستان بر عهده گرفت که در آن بیش از شصت نفر کشته شدند. داعش خراسان مشارکت این حزب در سیاست‌های انتخاباتی را به عنوان سندی بر ارتداد و همسویی با دموکراسی تلقی میکرد.
داعش خراسان همچنین بارها عالمان منفرد را که با جنبش‌های ضد افراط‌گرایی یا جریان‌های سنتی اهل سنت در ارتباط بوده‌ اند، هدف قرار داده است. در سال ۲۰۲۲، شورای شریعت خود این گروه فتوای صادر کرد که در آن ترور عالمان وابسته به جمعیت علمای اسلام مانند مفتی شفیع‌الله و قاری محمد الیاس توجیه شده بود. این توجیه آشکارا بر منطق تکفیری استوار بود: این عالمان متهم به حمایت از دشمنان دولت اسلامی بودند و از این‌ رو اهداف مشروع پنداشته شدند.
اخیراً، پاکستان شاهد موج دوامداری از ترورها بوده است که عالمان اسلامی و شخصیت‌های مذهبی را در بر میگیرد. در مارچ ۲۰۲۵، مفتی منیر شاکر، عالم دین، در یک بمب‌ گذاری در بیرون مسجدی در پشاور کشته شد. در همان محدوده زمانی، گزارش‌ها و تحلیلگران متعدد پاکستانی از نگرانی‌های فزاینده نسبت به تهدیدات افراط‌گرایان علیه علمای که خشونت‌های تکفیری را رد نموده و از ثبات اجتماعی حمایت میکنند، پرده برداشتند.
با این حال، این حملات از یک تضاد عمیق‌ تر در درون خود داعش خراسان حکایت دارد.
اگر این سازمان واقعاً از مشروعیت قاطع دینی برخوردار میبود، عالمان مخالف چنین تهدیدی برای آن محسوب نمی‌ شدند. جنبش‌های که از اقتدار و مرجعیت خود مطمئن‌اند، روحانیون و رهبران مساجد را بطور سیستماتیک ترور نمیکنند؛ بلکه با آن‌ها به مباحثه می ‌پردازند، مردم را متقاعد می‌ سازند یا در عرصه حکومتداری بر آن‌ها پیشی میگیرند. در عوض، داعش خراسان به اجبار و ارعاب متوسل میشود، زیرا اقناع و متقاعدسازی به تنهایی برای آن کارساز نیست.
این امر یکی از ضعف‌های اساسی جنبش‌های مدرن داعش را آشکار میسازد. آن‌ها غالباً میتوانند با از دست دادن قلمرو و فشارهای نظامی جان سالم به در ببرند، اما آنچه بقای آن‌ها را با چالش جدی مواجه میسازد، طرد شدن مداوم از سوی جوامع مسلمان است که این گروه‌ها ادعای نمایندگی از آن‌ها را دارند.
بنابراین، هدف قرار دادن عالمان دین بازتاب ‌دهنده‌ چیزی فراتر از خشونت‌های تاکتیکی است. این عملکرد بازتاب یک ترس است، ترس از اینکه مرجعیت سنتی اسلام هنوز مشروعیت به مراتب بیشتر از تبلیغات افراط‌گرایانه دارد. هرچه داعش خراسان دایره تکفیر را گسترده‌ تر میسازد، جهان سیاسی آن کوچک‌ تر میشود. در نهایت، این جنبش خود را نه به عنوان یک نیروی انقلابی بااعتماد به نفس، بلکه به عنوان سازمان نشان میدهد که روزبه‌ روز بیشتر در ورطه مطلق‌ گرایی تفکری خویش غرق میشود.

امواج پرس

اولین کسی باشید که نظر بدهید on "چرا دولت اسلامی خراسان از عالمان دین هراس دارد؟(بخش دوم)"

یک نظر بگذارید

آدرس ایمیل شما نشر نخواهد شد.


*