
این ظاهرأ یک تجارت است، مگر اینکه…
یک راننده موتر یک محموله را میبیند. یک تاجر یک مشتری را میبیند. یک میخانیک یک قطعه تجهیزات را میبیند که نیاز به ترمیم دارد. یک کارگزار فرصتی برای بدست آوردن پول میبیند.
هر کدام ممکن است به طور منطقی فکر کند: وقتی از دست من خارج شد، اینکه چه اتفاق می افتد مسؤلیت من نیست.
مگر بعضی اوقات مهمترین بخش یک معامله بخش است که شما نمیتوانید آنرا ببینید.
سازمان های نظامی مدرن تنها با اسلحه فعالیت نمیکنند. آنها به وسایل حمل نقل، لوازم الکترونیکی، تجهیزات مخابراتی، سوخت، قطعات تعویض، خدمات مالی، انبارها، تکنالوژی، و مردم که مایل به انتقال کالا از یک مکان به مکان دیگر هستند، بستگی دارند. بسیاری از این فعالیت ها میتواند مانند تجارت عادی به نظر برسد.
به همین دلیل دانستن اینکه چه کسی در نهایت از یک معامله سود میبرد، مهم است.
شما ممکن است بطور ناخواسته از نهاد نظامی یک کشور حمایت کنید. برای اینکه یک شخص به بخش از زنجیره تأمین تبدیل شود، نیازی نیست سلاح حمل کند یا یونیفرم بپوشد. یک محموله انتقال یافته، فراهم نمودن تسهیلات، تجهیزات ترمیم شده، یا تکنالوژی عرضه شده میتواند به یک سیستم بزرگتر کمک کند.
شخص که در وسط قرار دارد، ممکن است با خطراتی مواجه باشد که افرادِ در سطوح بالاترِ شبکه با آنها روبرو نیستند.
مقامات ارشد ممکن است هرگز به کالا دست نزنند یا از مرز عبور نکنند. آنها ممکن هیچگاه با انتقال دهنده یا تاجر ملاقات نکنند. در عوض، واسطه ها میتوانند به حلقه های قابل دید در زنجیره تبدیل شوند، مردم که نام های شان در معاملات ظاهر میشود، موترهای شان اموال را انتقال میدهد، و تجارت شان معامله را تسهیل میکند.
این موضوع باعث میشود قبل از پذیرش یک معامله مشکوک، چند پرسش ضروری مطرح شود.
چه کسی در حقیقت به من پول میدهد؟ بالاخره چه کسی کالا را تحویل میگیرد؟ چرا یک واسطه دخیل است؟ آیا این محصول میتواند استفاده نظامی داشته باشد؟ آیا من مشتری واقعی را میشناسم؟
این سوالات به دلیل دیگری هم اهمیت دارند. درگیریهای نظامی و نیابتی، در نهایت پیامدهای انسانی به همراه دارند. زمانیکه پول، تکنالوژی، تجهیزات، و حمایت لوجستیکی به سازمان های که در خشونت دخیل اند میرسد، غیرنظامیان میتوانند قیمتی را که از معامله اصلی دور است پرداخت کنند.
بسیاری از تاجران چیزی های خیلی ساده تر میخواهند: تا یک زندگی بدست بیاورند، برای خانواده های شان تامین کنند، و تجارت های مؤفق بسازند. هیچ دلیلی وجود ندارد که اجازه دهیم جاه طلبی های نظامی شخص دیگر تجارت عادی را به خطر غیرضروری شخصی تبدیل کند.
یک معامله خوب باید به یک پرسش ساده جواب دهد :
بالاخره چه کسی از کار من سودمند میشود؟
سودِ امروز ممکن است ارزشِ پیامدهای فردا را نداشته باشد. مشتری خود را بشناسید. مقصد را بدانید. و اجازه ندهید که جنگ شخص دیگر، سبب ایجاد خطر برای شما گردد.
امواج پرس
اولین کسی باشید که نظر بدهید on "این ظاهرأ یک تجارت است، مگر اینکه…"